محمد خوانسارى
83
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
ج جامع 1 - دربرگيرندهء همهء افراد مورد نظر ( - تعريف جامع و مانع ، ص 62 ) . 2 - از اصطلاحاتى كه در قياس فقهى ( - تمثيل ) به كار مىرود . ( - وجه جامع ) ( - تمثيل ، ص 77 ) . جدل يكى از صناعات خمس ، و آن صناعتى است كه با مقدمه قرار دادن آنچه در نزد مخاطب مسلّم است ، به نتيجهاى كه مىخواهند دست يابند . پس مادّهء جدل از مسلّمات يعنى از قضايايى كه در نزد خصم مسلم است و از مشهورات فراهم مىآيد . و غرض از آن الزام حريف يا به تناقضگوئى كشاندن او است . بنابراين جدل عبارت است از بحث و پرسش و پاسخى كه بين دو تن جريان مىيابد ، بديننحو كه يكى پيوسته از ديگرى سؤال مىكند و عقيدهء او را دربارهء امرى جويا مىشود و او سؤالها را پاسخ مىدهد . آنكس كه از عقيدهاى دفاع مىكند ، حافظ وضع يا مجيب ناميده مىشود ، و تمام كوشش او اين است كه الزام نشود . و غرض سائل آن است كه حافظ وضع را به تناقضگوئى بكشد و از سخنان او محالى لازم آورد و بدين وسيله او را مجاب كند . و غرض حافظ وضع آن است كه در بنبست نيفتد و به تناقض كشيده نشود . « قياس جدلى از مقدمات مشهور فراهم مىآيد و استقرائى كه در آن به كار مىرود ، بحسب ظاهر يا بحسب دعوى ، استقراء تامّ است . و البته هر مقدمهء محسوس و مجرّب